عبد الرضا سالار بهزادى

350

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

145 نامه‌اى است با مهر « محمد حسن » كه نامهء سند 143 نيز با همين مهر بود . اين نامه تاريخ سال ندارد و عنوان پشت پاكت آن چنين است : « بم - خدمت ذى مسرت سركار امير الامراء العظام آقاى حاجى اسعد الدوله رئيس فوج بهادر گرمسيرى دام مجده العالى ملحوظ نمايد - شهر صفر المظفر » . از محتواى نامه نيز نمىتوان گفت كه مربوط به چه سالى و يا حكومت كدام‌يك از حكّام كرمان است و شرح مندرج در آن در زمان هريك از حكام مىتواند باشد . متن نامه : « فدايت شوم مراسلهء مودت و دوستى مواصلهء شريفه به صحاب قاصد مخصوص رسيد . چون حكايت سلامت وجود شريف را محتوى بود فرحى زايد الوصف روى داد كه [ ؟ ] صحت دائمى مزاج بهّاج را مسؤول و خواهان از درگاه ايزد منان آيد [ ؟ ] خداوند پيوسته با عزت و اقبال توأمتان دارد كه به صفاى ضمير خود هركس را دوست باشيد و همراهى نمائيد ، بر مراد و منظور خود فائق و مقضى المرام گرديد . خدا گواه است نوع همراهى شما هم طورى مرا در دوستى ثابت دارد كه در مقام كارهايتان هيچ خوددارى ندارم و مهمانتان را از خود مىدانم و مترصدم كه هروقت مطلبى شد كه از دستم برآيد فورى انجام رسانم ، چنانچه در فقرهء امضاى حكم سلطانى مقرب الحضرت العليه حسين خان روانهء خدمت ايالت به ماهان آمده ، نهايت همراهى را كرده و با وجود اينكه كارها را قدرى دشوار كرده‌اند ، زيرا كه چندى قبل معصومعلى خان دويست تومان تقديم حضرت ايالت را داده و حكم سلطانى درباره‌اش صادر شد ، بعد جناب مدير الملك 505 دو فقره منصب سلطانى براى بستگان خود در فوج شوكت مىخواست ، پاره [ اى ] گفتگوها به ميان آمد كه هزار تومان تقديم داده حكم صادر كردند و اين على اكبر خان نايب هم به دو امر يا راست يا دروغ مبالغ گزاف تقديم مىدارد ، از من تصديق خواستند نظر به سابقهء دوستى كه با سركار عالى داشتم عرض كردم انجام اين‌گونه مسائل بدون امضا رئيس فوج صحيح نيست ، اين بود مطلب را 506 گذاشت و خوب شد جواب بنده را زود فرستاديد كه دانستم در اين مقدمه پاى جناب بهجت الدوله 507 هم در ميان است ، الحمد للّه قافيه را نباخته كار موافق ميل خودمان صورت گرفت ، ولى با ترتيباتى كه عرض كردم در مهر فرمودن حكم تمجمج داشتند و قاصد هم عازم بود ، صد تومان ديگر از خودم داده و حكم را فرستادم ؛ عوض مىدهند ممنون مىشوم ندهند هم قابل نيست . همه روزه مترصد مژدهء سلامتى و ارجاع فرمايشات است » . نقش مهر ظهر نامه : « محمد حسن » .